تبلیغات
بیداری اندیشه - كلام علاّمه طباطبایى در اینكه حكیمه دونفرند
ما بیداریم و پروژه بیداری ادامه دارد We are awake& WAKEUP PROJECT still runing
علاّمه طباطبایى ، بحرالعلوم ، در رجال خود فرموده كه : (حكیمه ، دختر امام ابى جعفر ثانى علیه السلام است به نام عمّه پدرش ، حكیمه ، دختر ابى الحسن موسى بن جعفر علیهما السلام و اوست كه حاضر شد در ولادت قائم حجّت صلوات الله علیه چنان كه حاضر شد عمه اش ، حكیمه ، ولادت ابى جعفر محمّد بن على جواد علیهما السلام را و حكیمه یافت در هر دو موضع و اما حلیمه بالامام پس او تصحیف عوام است .)
سروى یعنى ابن شهر آشوب ، در مناقب خود گفته كه : حكیمه دختر ابى الحسن موسى بن جعفر علیهما السلام گفت : چون رسید وقت ولادت خیزران ، مادر ابى جعفر، حضرت رضا علیهما السلام مرا بطلبید و فرمود: (اى حكیمه ! حاضر شو در ولادت او و داخل شو تو، او و قابله در اطاقى .) و براى ما چراغى گذاشت و در را بست برروى ما.
پس چون او را درد زادن گرفت ، چراغ خاموش شد و در پیش روى او طشتى بود، من براى خاموش شدن چراغ غمگین شدم .
در این حال بودیم كه ظاهر شد حضرت جواد علیه السلام در طشت و دیدم بر او چیز نازكى است شبیه جامه كه نور از آن مى درخشد، چنان كه خانه را روشن كرد. آن جناب را دیدیم ، پس او را گرفتم و در بغل خود گذاشتم و آن پرده را از آن گرفتم . پس ، حضرت رضا علیه السلام تشریف آورد و در را باز كرد و ما از امر او فارغ شده بودیم . او را گرفت و در گهواره گذاشت و فرمود: (اى حكیمه ! ملازم گهواره او باش !)
حكیمه گفت : (چون روز سوّم شد، چشمان خود را به جانب آسمان كرد و فرمود: اشهد ان لااله الا اللّه واشهد ان محمدا رسول اللّه .
من از جاى خود هراسان و ترسان برخاستم و به نزد حضرت رضا علیه السلام آمدم و گفتم به آن جناب كه از این كودك ، چیز عجیبى شنیدم ؛ فرمود: (چه بود؟) پس خبر را براى آن جناب نقل كردم .
فرمود: (اى حكیمه ! از آنچه ببینید، عجایب او بیشتر است .)
علاّمه مجلسى ، در مزار بحار خود گفته كه : (قبّه شریفه ، یعنى قبّه عسكرى علیه السلام قبرى است كه منسوب است به نجیبه كریمه عالمه فاضله تقیّه رَضیّه ، حكیمه ، دختر ابى جعفر جواد علیه السلام .
نمى دانم چرا متعرض زیارت او نشدند، یعنى علما در كتب مزار با ظهور فضل و جلالت او و اختصاص او به ائمه علیهم السلام و محل اسرار ایشان بود و مادر قائم علیه السلام در نزد او بود و در ولادت آن حضرت ، حاضر بود و گاه گاه آن حضرت را مى دید در حیات ابى محمّد عسكرى علیه السلام و او از سفرا و ابواب بود بعد از وفات آن جناب ، پس سزاوار است زیارت كردن او به آنچه جارى نماید خداوند بر زبان ، از آنچه مناسب فضل و شاءن او است .)
بحرالعلوم رحمه الله بعد از نقل این كلام ، فرموده : (عدم تعرّض بر زیارت آن مخدّره ، چنانچه خال مفضال اشاره فرمود، عجیب است و اعجب از آن ، متعرض نشدن بیشتر مثل شیخ مفید در ارشاد و غیر او در كتب تواریخ و سیَر و نسب به حكیمه خاتون در اولاد حضرت جواد علیه السلام بلكه حصر كردند بعضى دختران آن جناب را در غیر او.)
مفید در ارشاد فرموده : (گذاشت حضرت جواد علیه السلام از فرزند على علیه السلام پسرش را كه امام بود بعد از دو موسى و فاطمه و امام اولاد ذكورى نگذاشت غیر آنچه نامیدیم .) انتهى .
شیخ صدوق در كمال الدین روایت كرده از محمّد بن عثمان عمرى كه فرمود: چون متولّد شد خلف مهدى صلوات اللّه علیه نورى ساطع شد از بالاى سر آن جناب تا به اطراف آسمان ، آن گاه به رو درافتاد به جهت سجده براى پروردگار خود، آن گاه سربلند نمود و مى فرمود: شهد اللّه انّه لااله الاّ هو والملائكة واولوا العلم قائما بالقسط لااله الا هو العزیز الحكیم ان الدّین عنداللّه الاسلام .
نیز از حسن بن منذر روایت كرده كه گفت : روزى حمزة بن ابى الفتح ، به نزد من آمد و گفت به من : (بشارت باد تو را كه دیشب متولد شد در دار، (یعنى خانه امامت ، كه در آن زمان چنین تعبیر مى كردند) مولودى از براى ابى محمّد علیه السلام و امر فرمود به كتمان او و اینكه سیصد گوسفند برایش عقیقه كنند.)
نیز در آن كتاب و غیر آن روایت شده است كه : (چون حضرت متولّد شد، امام حسن علیه السلام فرستاد در نزد ابى عمر كه وكیل آن جناب بود كه ده هزار رِطل نان و ده هزار رطل گوشت بخرد و آنها را حسبة للّه متفرق كند در میان بنى هاشم .)
نیز روایت نمودند كه چون آن جناب متولّد شد و نشو نمود، فرمان رسید كه هر روز، قلم مغزدار گوسفند با گوشت بخرند و اهل خانه گفتند كه این براى مولاى صغیر ما است .)
نیز از طریقه خادم ، روایت كردند كه گفت : داخل شدم بر صاحب الزمان علیه السلام پس به من فرمود: (براى من صندل سرخ بیاور!)
آوردم برایش ، پرسید كه : (مرا مى شناسى ؟)
گفتم : (آرى !)
فرمود: (كیستم ؟)
گفتم : (تو آقاى منى و پسر آقاى منى !)
فرمود: (از این ، از تو سؤ ال نكردم .)
گفتم : (فداى تو شوم ، براى من تفسیر كن !)
فرمود: (من خاتم اوصیائم و به من دفع مى كند خداوند، بلا را از اهل و شیعیان من .)
در بحار، از خط شیخ شهید، نقل كرده كه روایت نمود از جناب صادق علیه السلام كه فرمود: (در شبى كه متولد مى شود در آن قائم علیه السلام متولد نمى شود در آن ، هیچ مولودى ، مگر آنكه مؤ من باشد و اگر در زمینِ اهل شرك متولد شود، خداوند او را نقل فرماید به سوى ایمان ، به بركت امام علیه السلام .)
شیخ مسعودى ، در اثبات الوصیه و حسین بن حمدان ، در هدایه روایت كردند كه : (حضرت ابوالحسن صاحب العسكر علیه السلام پنهان مى كرد خود را از بسیارى از شیعیان خود، مگر از عدد قلیلى از خواص خود و چنین امر، منتهى شد به حضرت امام حسن علیه السلام از پشت پرده با خواص و غیرخواص تكلّم مى فرمود، مگر در آن اوقات كه سوار مى شد براى رفتن به خانه سلطان و این عمل از آن جناب و از پدر بزرگوارش پیش از او مقدّمه بود براى غیبت صاحب الزّمان علیه السلام كه شیعه به این ماءلوف شوند و از غیبت وحشت نكنند، عادت جارى شود در احتجاب و اختفا.)



طبقه بندی: در مجملى از تاریخ ولادت و شمه اى از حالات آن جناب در حیات پدربزرگوارش صلوات اللّه علیهما، 
برچسب ها: امام مهد، کلام علامه طباطبایی، صاحب الزمان،
نگارش در تاریخ پنجشنبه 16 خرداد 1392 توسط پدرام پرتوفرد | نظرات ()
درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

برای جلوگیری از سوء استفاده های احتمالی هرگونه برداشت یا كپی برداری از مطالب بدون اطلاع به مدیریت یا ذكر منبع حق الناس تلقی میشود.





قالب وبلاگ
JavaScript Codes