تبلیغات
بیداری اندیشه - اسما والقاب و كنیه هاى آن حضرت و وجه تسمیه آنها (ادامه 1)
ما بیداریم و پروژه بیداری ادامه دارد We are awake& WAKEUP PROJECT still runing
چهل و یكم و چهل و دوم : (حمد) و (حامد)  
هر دو، در آن كتاب از القاب شمرده شده .
چهل و سوم : (حاشر) 
حاشر نیز یكى از نامهاى آن حضرت است در صحف ابراهیم ؛ چنانچه در (تذكرة الائمه ) علیهم السلام مذكور است .
چهل و چهارم : (خاتم الاوصیاء) 
از القاب شایعه و آن حضرت خود را به همین لقب شناساند، چنانچه اغلب محدثان روایت كرده اند از (ابى نصر طریف )، خادم حضرت عسكرى علیه السلام كه گفت : داخل شدم بر حضرت صاحب الزمان صلوات اللّه علیه پس به من فرمود: (اى طریف ! سندل سرخ براى من بیاور!)
آوردم آن را براى آن حضرت ، به من فرمود: (مرا مى شناسى ؟)
گفتم : (آرى !)
فرمود: (من كیستم ؟)
گفتم : (تو مولاى من و پسر مولاى منى !)
فرمود: (این را از تو سؤ ال نكردم .)
گفتم : (فداى تو شوم ! پس ، بیان كن براى من آنچه را اراده كردى .)
فرمود: (منم خاتم الاوصیاء! به سبب من ، رفع مى كند خداوند بلا را از اهل من و شیعیان من كه بر پا مى دارند دین خدا را.)
چهل و پنجم : (خاتم الائمه ) علیهم السلام  
در (جنّات الخلود) از القاب آن جناب شمرده شده .
چهل و ششم : (خجسته ) 
در (ذخیره ) آمده كه این نام آن جناب است در كتاب كندر آل فرنگیان .
چهل و هفتم : (خسرو) 
در (ذخیره ) و (تذكره ) مذكور است كه (خسرو) نیز نام آن حضرت است و در كتاب جاویدان (خسرو مجوس ).
چهل و هشتم : (خداشناس ) 
در آن دو كتاب مذكور است كه (خداشناس ) نام آن حضرت است . در كتاب شامكونى كه به اعتقاد كفره هند، پیغمبرى صاحب كتاب بوده است و گویند بر اهل ختا و ختن ، مبعوث شده ومولد او شهر كیلواس بوده و گوید كه دنیا و حكومت آن به فرزند سیّد خلایق دوجهان به (یشن ) كه به زبان ایشان ، نام رسول خدا صلى الله علیه و آله است ، خواهد رسید. و او بر كوههاى مشرق و مغرب دنیا حكم براند و فرمان دهد و بر ابرها سوار شود و فرشتگان ، كارگزاران وى باشند و پریزادان و آدمیان در خدمت او در آیند و از سودان كه زیر خط استواست تا ارض تسعین كه زیر قطب شمال است و ماوراى اقلیم هفتم را كه گلستان ارم و كوه قاف باشد، صاحب شود و دین خدا، یك دین باشد و نام او (ایستاده ) و (خداشناس ) است .
چهل و نهم : (خازن ) 
در (هدایه ) از القاب شمرده شده .
پنجاهم : (خلف ) و (خلف صالح ) 
در (هدایه ) و (مناقب ) قدیمه از القاب شمرده شده و به این لقب ، مكرر در السنه ائمه علیهم السلام مذكور شده .
در تاریخ ابن خشاب مذكور است كه آن حضرت مكنّى است به (ابوالقاسم ) و او دو اسم دارد: (خلف ) و (محمّد) و ظاهر مى شود در آخرالزمان . بر سر آن جناب ابرى است كه سایه مى افكند بر او در برابر آفتاب و سیر مى كند با او هرجا كه برود و ندا مى كند به آواز فصیح كه : هذا هو المهدى ! این است مهدى ، یعنى آن مهدى موعود كه همه منتظر او بودید.
روایت شده از امام رضا علیه السلام كه فرمود: (خلف صالح از فرزندان ابى محمّد، حسن بن على است و اوست صاحب الزمان و اوست مهدى .)
نیز روایت كرده از حضرت صادق علیه السلام كه : (خلف صالح ، از فرزندان من است . اوست مهدى ؛ اسم او محمّد است ؛ كنیه او ابوالقاسم است . خروج مى كند در آخرالزمان و مراد از خلف ، جانشین است و آن حضرت ، خلف جمیع انبیا و اوصیاى گذشته است و جمیع علوم و صفات و حالات و خصایص آنها را دارد و مواریث الهیه ، كه از آنها به یكدیگر مى رسد و همه آنها، در آن حضرت و در نزد او جمع بود.)
در حدیث لوح معروف كه جابر، در نزد صدیقه طاهره علیها السلام دید، مذكور است بعد از ذكر عسكرى علیه السلام كه : (آنگاه كامل مى كنم این را به پسر خلف او كه رحمت است براى جمیع عالمیان ؛ بر اوست كمال صفوت آدم و رفعت ادریس و سكینه نوح و حلم ابراهیم و شدّت موسى و بهاء عیسى و صبر ایّوب .)
در حدیث مفضل مشهور است كه چون آن جناب ظاهر شود، تكیه كند به پشت خود به كعبه و بفرماید: (اى گروه خلایق ! آگاه باشید كه هركه خواهد نظر كند به آدم و شیث ، پس اینك منم آدم و شیث ... .) و به همین نحو ذكر نماید نوح و سام و ابراهیم و اسماعیل و موسى علیه السلام و یوشع و عیسى و شمعون و رسول خدا صلى الله علیه و آله و سایر ائمه علیهم السلام را.
و به روایت نعمانى مى فرماید: (منم بقیّة اللّه از آدم و ذخیره از نوح و مصطفى از ابراهیم و صفوه از محمّد صلى الله علیه و آله .)

محتمل است كه چون حضرت عسكرى علیه السلام فرزندى نداشت و مردم مى گفتند كه دیگر جانشین ندارد و به همین اعتقاد، جماعتى باقى ماندند، پس از تولّد آن حضرت ، شیعیان به یكدیگر بشارت مى دادند كه (جانشین ) ظاهر شد وبه جهت اشاره به این مطلب ، ایشان ، بلكه ائمه ، او را به این لقب خواندند.

پنجاه و یكم : (خنّس ) 
و آن ستاره هاى سیّاره است كه براى ایشان رجوع است و گاهى از سیر، مراجعت مى كنند. مثل زحل و مشترى و مرّیخ و زهره و عطارد و براى آفتاب و ماه ، رجعت نیست .
حسین ابن حمدان روایت كرده از حضرت باقر علیه السلام كه فرمود: (در آیه مبارك فَلا اُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ. كه او امامى است كه غایب مى شود در سنه 260.)
در (كمال الدین ) و (غیبت ) شیخ و نعمانى روایت است از امّ هانى كه گفت : (ملاقات كردم حضرت امام محمّد باقر علیه السلام را، پس سؤ ال كردم از آن جناب ، از این آیه فَلا اُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ. سوره تكویر آیه 15، فرمود: (آن امامى است كه پنهان مى شود در زمان خود.) تا آخر آنچه گذشت .
پنجاه و دوم : (خلیفة اللّه ) 
در (كشف الغمه ) روایت است از رسول خدا صلى الله علیه و آله كه فرمود: (خروج مى كند مهدى علیه السلام و بر سر او، ابرى است و در آن منادیى است كه ندا مى كند این مهدى ، خلیفة اللّه است ؛ او را پیروى كنید.)
نیز روایت كرده از آن جناب كه فرمود: (او خلیفة اللّه ، مهدى است .) و این خبر را گنجى شافعى در كتاب بیان روایت كرده .
پنجاه و سوم : (خلیفة الاتقیاء) 
چنانچه گذشت در لقب بیست و هشتم .
پنجاه و چهارم : (دابَّة الارض ) 
در (هدایه ) از القاب آن جناب شمرده شده . در اخبار بسیار مذكور است كه مراد از آن ، امیرالمؤ منین علیه السلام است و مفسّران اهل سنّت ، آن را حیوانى پندارند و روایت كنند كه آن جانور چهار دست و پا و پر نیز دارد و طول او شصت ذراع است و كسى نتواند او را طلب كند و نتواند از او فرار كند و داغ مى كند و نشانه مى گذارد میان دو چشم مؤ من ، كلمه مؤ من را و میان دو چشم كافر، كلمه كافر را تا آخر آنچه ذكر نمودند از این صفات و رفتار كه مناسب نباشد مگر براى انسان .
امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود: (آگاه باشید! قسم به خداوند كه دابة الارض ، دم ندارد و ریش دارد؛ یعنى انسان است .)
بر ناظر در علامات و اشراط قیامت ، مخفى نیست كه بیشتر آنچه در آنجا مذكور و روایت شده است ، در باب آیات و علامات ظهور مهدى صلوات اللّه علیه نیز مذكور است ؛ پس رواست كه این لقب ، براى هردو باشد و در اینجا نیز بشود آنچه در آن جا مى شود و در لقب (ساعة ) خواهد آمد، مؤ یّد این كلام .
پنجاه و پنجم : (داعى ) 
در (هدایه ) از القاب شمرده شده و در زیارت ماءثوره آن جناب است :
السّلام علیك یا داعى اللّه !
و آن جناب ، داعى است از جانب خداوند، خلایق را براى خداوند به سوى خداوند و انجام این دعوت را به آنجا رساند كه نگذارد در دنیا، دینى مگر دین جدّ بزرگوار خود صلى الله علیه و آله و به وجود و وحدت او ظاهر شود صدق وعده صادق الوعد كه ... لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدّینِ ...(11) چنانچه تفسیر آن بیاید.
در تفسیر على بن ابراهیم روایت است كه در آیه شریفه : یُریدُونَ اَنْ یُطْفِئُوا نُورَ اللّهِ بِاَفْواهِهِمْ... .(12) كه خداوند تمام مى كند نور خود را به قائم از آل محمّد علیهم السلام .
پنجاه و ششم : (رجل ) 
از القاب رمزى آن جناب است كه شیعیان ، آن حضرت را به این اسم مى خواندند؛ چنانچه گذشت موردى از آن در لقب دوم .
پنجاه و هفتم : (راهنما) 
در (ذخیره ) و تذكره مذكوره است كه این اسم آن جناب است در كتاب (باتنكل ) كه صاحب آن ، از عظماى كفره است و از آن كتاب ، كلماتى نقل كردند در بشارت به وجود و ظهور آن حضرت ، كه ما را حاجتى به نقل آن نیست .
پنجاه و هشتم : (ربّ الارض ) 
چنانكه در تفسیر آیه شریفه وَاَشْرَقَتِ الاَْرْض ... . رسیده و اخبار آن گذشت و خواهد آمد در باب آینده در ضمن خصایص آن جناب .
پنجاه و نهم : (زند افریس ) 
در (ذخیرة الالباب ) گفته است كه : این اسم آن جناب است در كتاب (ماریاقین ). و عبارت (ذخیره ) این است : وفى كتاب ماریاقین ، زند افریس . پس ، احتمال مى رود كه اصل اسم ، همان افریس باشد و مراد از زند، همان كتاب منسوب به زردشت یا صحف حضرت ابراهیم علیه السلام یا فصلى از آن باشد. واللّه العالم
شصتم : (سروش ایزد) 
در آن كتاب و در تذكره مذكور است كه این ، اسم آن جناب است در كتاب زمزم زردشت .
شصت و یكم : (السلطان الماءمول )
چنانچه در لقب شانزدهم گذشت و بیاید در باب پنجم در ذكر نصوص خاصه در خبر بیست و نهم ، كلامى مناسب این مقام .
شصت و دوم : (سدره المنتهى ) 
در (هدایه ) از القاب شمرده شده .
شصت و سوم : (سناء) 
شصت و چهارم : (سبیل ) 
هر دو، در آن كتاب از القاب آن جناب شمرده شده .
شصت و پنجم : (ساعة ) 
در آنجا از القاب شمرده شده .
در تفسیر آیه شریفه (یسئلونك عن السّاعة ...) 
در حدیث طولانى مفضل و غیر آن ، از امام صادق علیه السلام روایت است كه : (مراد از (ساعة ) در آیه شریفه یَسْئَلُونَكَ عَنِ السّ اعَةِ اَیّانَ مُرْسیها ... .(13) و در آیه مباركه شریفه یَسْئَلُونَكَ عَنِ السّاعَةِ ... الخ و در آیه شریفه ... وَعِنْدَهُ عِلْمُ السّاعَةِ... (14) و در آیه كریمه هَلْ یَنْظُرُونَ اِلا السّاعَةَ... .(15) و در آیه شریفه ... وَمایُدْریكَ لَعَلَّ السّاعَةَ... تا قوله تعالى اَلا اِنَّ الَّذینَ یُمارُونَ فِى السّاعَةِ لَفى ضَلالٍ بَعیدٍ.(16) در تاءویل حضرت مهدى علیه السلام است .)
مفضل سئوال كرد كه : (معنى یمارون چیست ؟)
فرمود: (مى گویند كى متولد شد و چه كسى او را دیده و كجاست او و چه وقت ظاهر مى شود؟ همه اینها به سبب استعجال در امر الهى و شك در قضاى اوست و مشابهت آن حضرت با ساعة از جهات بسیار است كه مخفى نیست ؛ مثل آنچه فرمود و مثل آمدن هر دو، بغتة و شراكت در علامات بسیار، از خسف و مسخ و ظهور آتش و غیر آن و امتیاز مؤ من از كافر به سبب هر دو و هلاك جبّاران و وقت قرار ندادن خداوند، براى آمدن آن دو در نزد انبیاء و ملائك و اخبار جمیع پیغمبران ، امّت خود را به آمدن هر دو و در تفسیر آیه شریفه وَذَكِّرْهُمْ بِاَیّامِ اللّهِ.(17) كه خطاب است به حضرت موسى علیه السلام كه متذكر شود وبه یاد بنى اسرائیل آورد ایّام خداوند را.)
گفته اند كه : (ایّام خداوند، سه روز است : روز قائم علیه السلام و روز رجعت و روز قیامت .) و در بعضى از اخبار به جاى رجعت ، روز موت ذكر شده .
و مسعودى در (اثبات الوصیّه ) روایت كرده كه در آن روز كه جناب موسى علیه السلام ذكر مى كرد ایّام اللّه را براى بنى اسرائیل ، در اطراف منبر او هزار پیغمبر مرسل بودند.
در (غیبت ) فضل بن شاذان روایت است كه حضرت امام حسن مجتبى علیه السلام پرسید از رسول خدا صلى الله علیه و آله كه : (اى رسول خدا ! كى خواهد خروج كرد قائم ما اهل بیت ؟)
فرمود: (اى حسن ! جز این نیست كه مثلِ او (ساعة ) یعنى روز قیامت است كه پنهان داشته خداى تعالى ، علم آن را بر اهل آسمانها و زمین . نمى آید مگر ناگاه و بى خبر.)
در تفسیر آیه شریفه (حتّى اذا راءوا ...)) == 
در كافى آمده است كه فرمود در آیه شریفه ... حَتّى اِذا رَاءَوْا مایُوعَدُونَ اِمَّا الْعَذاب واِمَّا السّاعَةَ... .(18) كه مراد از ما یوعدون خروج قائم علیه السلام است و اوست (ساعة )؛ پس مى دانند آن روز كه چه نازل مى شود برایشان از خداوند بر دست قائم او.
شصت و ششم : (سیّد) 
در بسیارى از اخبار، به این لقب مذكور شده و صدوق در كتاب (كمال الدّین ) روایت كرده است از على خیزرانى از كنیزكى كه او را هدیه كرده بود براى امام حسن علیه السلام : و چون جعفر، خانه آن حضرت را غارت نمود، فرار كرد و برگشت به خانه مولاى اوّل خود و او نقل كرد كه حاضر شده بود در وقت ولادت سیّد و اینكه مادر سیّد، صیقل بود و اینكه امام حسن علیه السلام خبر داده بود او را به آنچه جارى مى شود بر عیال او. پس تقاضا كرد از آن جناب كه دعا كند براى او كه مردنش را پیش از او قرار دهد. پس فوت شد در حیات آن حضرت و بر قبر او لوحى بود كه نوشته بود بر آن كه : (این قبر مادر (م ح م د) صلوات اللّه علیه است .)
آن كنیزك گفت : چون سیّد متولد شد، نورى دید براى آن جناب كه ساطع بود از او. رسید تا به آسمان ، مرغان سفیدى را دید كه از آسمان فرود مى آیند و بال خود را بر سر و رو و سایر بدن آن جناب مى مالند، آنگاه پرواز مى كردند؛ پس به امام حسن علیه السلام خبر دادیم ، خندید و فرمود: (آنها ملائكه آسمان بودند، نازل شدند كه متبّرك شوند به او و به ایشان ، انصار گویند چون خروج كند.)
در باب سابق گذشت كه ابى جعفر محمّد بن عثمان نائب دوّم فرمود كه : (چون سیّد متولد شد ... .الخ )
شصت و هفتم : (شماطیل )  
در (ذخیره ) گفته است كه : این ، اسم آن جناب است در كتاب ارماتش .
شصت و هشتم : (شرید) 
مكرر به این لقب مذكور شده در لسان ائمه علیهم السلام خصوص امیرالمؤ منین و امام باقر علیهما السلام و (شرید) به معنى (رانده شده ) است ، یعنى از این خلق منكوس كه نه جنابش را شناختند و نه قدر نعمت وجودش را دانستند و نه در مقام شكرگزارى و اداى حقش بر آمدند؛ بلكه پس از یاءس اوایل ایشان از غالبه و تسلط بر آن جناب و قتل و قمع ذریّه طاهره اجلاف ایشان به اعانت زبان و قلم در مقام نفى و طردش از قلوب برآمدند و ادلّه بر اصل نبودن و نفى تولّدش اقامه نمودند و خاطرها را از یادش ، محو نمودند.
آن حضرت ، به ابراهیم بن على مهزیار فرمود: (پدرم به من وصیّت نمود كه منزل نگیرم از زمین ، مگر جایى از آن كه از همه جا مخفى تر و دورتر باشد به منظور پنهان نمودن امر خود و محكم كردن محل خود از مكائد اهل ضلال ... .)
تا آن كه مى فرماید: (پدرم به من فرمود: بر تو باد اى پسر من ! به ملازمت جاهاى نهان از زمین و طلب كردن دورترین آن ، زیرا كه از براى هر ولیى از اولیاى خداوند، دشمنى است مغالب و سندى است منازع .)
شصت و نهم : (صاحب ) 
از القاب معروفه آن جناب است و علماى رجال تصریح كرده اند. در (ذخیره ) ذكر شده كه این ، نام آن جناب است در صحف ابراهیم علیه السلام .
هفتادم : (صاحب الغیبة ) 
هفتاد و یكم : (صاحب الزّمان ) 
هر دو از القاب معروفه و ثانى از القاب مشهوره آن حضرت است و مراد از آن فرمانفرما و حكمران زمان ، از جانب خداوند است .
حسین بن حمدان روایت كرده از (ریّان بن صلت )، گفت : شنیدم حضرت رضا على بن موسى علیهما السلام مى فرمود: (قائم ، مهدى ، پسر پسر من ، حسن است ؛ جسمش دیده نمى شود و اسمش را نمى برد احدى بعد از غیبت او، تا آنكه او را ببیند و اعلان دهند به اسم او، كه خلایق نام او را ببرند.)
پس گفتم به آن جناب كه : (اى سیّد ما ! اگر بگوییم صاحب الغیبة و صاحب الزّمان ؟)
فرمود: (همه اینها مطلقا جایز است و جز این نیست كه من ، شما را نهى مى كنم از تصریح به اسم مخفى او از اعداى ما كه او را نشناسند.)
هفتاد و دوم : (صاحب الرجعه ) 
در (هدایه ) از القاب شمرده شده .




طبقه بندی: در مجملى از تاریخ ولادت و شمه اى از حالات آن جناب در حیات پدربزرگوارش صلوات اللّه علیهما، 
برچسب ها: اسماء والقاب صاحب الامر (عج)، امام زمان(عج)،
نگارش در تاریخ پنجشنبه 16 خرداد 1392 توسط پدرام پرتوفرد | نظرات ()
درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

برای جلوگیری از سوء استفاده های احتمالی هرگونه برداشت یا كپی برداری از مطالب بدون اطلاع به مدیریت یا ذكر منبع حق الناس تلقی میشود.





قالب وبلاگ
JavaScript Codes