تبلیغات
بیداری اندیشه - اسما والقاب و كنیه هاى آن حضرت و وجه تسمیه آنها (ادامه 3)
ما بیداریم و پروژه بیداری ادامه دارد We are awake& WAKEUP PROJECT still runing
صد و دوازدهم : (قائم ) صلوات اللّه علیه 
و این از القاب خاصّه مشهوره متداوله آن حضرت است و در (ذخیره ) گفته كه این ، اسم آن جناب است در زبور سیزدهم و در كتاب برلیوموا.
(قائم ) یعنى برپا شونده در فرمان حق تعالى ؛ زیرا آن حضرت ، پیوسته در شب و روز، مهیاى فرمان الهى است كه به محض اشاره ، ظهور نماید.
علت نامیدن قائم از بیان و گفتار ائمه علیهم السلام 
شیخ مفید رحمه الله در (ارشاد) روایت كرده از امام رضا علیه السلام كه فرمود: (چون حضرت قائم علیه السلام برخیزد، مردم را به اسلام تازه بخواند.)
تا آنكه فرمود: (او را قائم نامیدند براى آنكه قیام به حق خواهد نمود.)
شیخ طوسى رحمه الله در (غیبت ) روایت كرده از ابى سعید خراسانى كه گفت : پرسیدم از حضرت صادق علیه السلام كه : (مهدى و قائم یكى است ؟)
فرمود: (آرى !) تا انكه فرمود: (نامیده شد قائم ، زیرا كه برمى خیزد بعد از آنكه مى میرد. بدرستى كه برمى خیزد او، براى امر عظیمى .)
مراد از موت ، گویا موت ذكر آن جناب است ، یعنى اسمش از میان مردم مى رود و شاید لفظ ذكر، در خبر بوده و از نسخه شیخ یا از قلم راوى ساقط شده به قرینه خبر (صقر).
صدوق در (معانى الاخبار) فرموده : (قائم علیه السلام را قائم نامیدند زیرا كه او برمى خیزد بعد از موت ذكرش .)
یا آنكه مراد، بعد از مردن او به گمان بعضى از بیخبران ، كه بیاید كلام او در باب چهارم .
و مؤ یّد این احتمال است آنچه شیخ نعمانى ، روایت كرده در (غیبت ) خود از امام محمّدباقر علیه السلام كه فرمود: (هرگاه دور زد فلك و گفتند مُرد یا هلاك شد و كدام وادى رفت ؟ و جوینده او گوید كجا خواهد شد؟ و حال آنكه استخوانهاى او پوسیده ، پس در این حال امیدوار باشید ظهور او را.)
نیز روایت است از حضرت صادق علیه السلام كه فرمود: (قائم علیه السلام چون برخیزد، مردم گویند: چگونه خواهد بود این ؟ و حال آنكه استخوانهاى او پوسیده شده بود!)
به روایت دیگر، در حضور آن حضرت ، ذكر قائم علیه السلام در میان آمد. پس فرمود: (آگاه باشید كه آن جناب هرگاه برخیزد، مردم مى گویند: چگونه است این ؟ و حال آنكه استخوانهاى او پوسیده از فلان زمان .)
صدوق در (كمال الدین ) روایت كرده از (صقر بن دلف ) كه گفت : شنیدم از حضرت امام محمّد تقى علیه السلام كه مى فرمود: (امام بعد از من على ، فرزند من است . امر او، امر من است و گفته او گفته من و طاعت او، طاعت من است و امامت بعد از او، در فرزند او، حسن است و امر حسن ، مانند امر پدر او است و فرموده او، فرموده پدر اوست و اطاعت او، اطاعت پدر اوست .) پس حضرت ساكت شد.
من عرض كردم : (یا بن رسول اللّه ! كیست امام بعد از حسن ؟)
حضرت گریست گریستن شدیدى . آن گاه فرمود: (امام بعد از حسن ، پسر اوست . قائم به حق و منتظر است .)
عرض كردم : (یا بن رسول اللّه ! چرا او را قائم نامیدند؟)
فرمود: (براى آنكه او، به امامت اقامت خواهد نمود بعد از خاموش شدن ذكر او و مرتد شدن اكثر آنها كه قائل به امام آن حضرت بودند.)
نیز روایت كرده است از ابوحمزه ثمالى كه گفت : سؤ ال كردم از حضرت امام محمّد باقر صلوات اللّه علیه كه : (یا بن رسول اللّه ! آیا همه شما قائم به حق نیستید؟)
فرمود: (همه قائم به حقّیم .)
گفتم : (پس چگونه حضرت صاحب الامر علیه السلام را قائم نامیدند؟)
فرمود: (چون جدّم ، حضرت امام حسین علیه السلام ، شهید شد ملائكه در درگاه الهى صدا به گریه و ناله بلند كردند و گفتند: (اى خداوند و سیّد ما ! آیا غافل مى شوى از قتل برگزیده خود و فرزند پیغمبر پسندیده خود و بهترین خلق خود؟)
پس حق تعالى وحى كرد به سوى ایشان كه : (اى ملائكه من ! قرار گیرید. قسم به عزّت و جلال خود كه هر آینه انتقام خواهم كشید از ایشان ، هر چند بعد از زمانها باشد.) پس حق تعالى حجابها را برداشت و نور امامان از فرزندان حسین را به ایشان نمود و ملائكه به آن شاد شدند؛ پس یكى از آن نُه نور را دیدند كه در میان آنها ایستاده ، به نماز مشغول بود؛ حق تعالى فرمود: (به این ایستاده از ایشان انتقام خواهم كشید.)
صد و سیزدهم : (قابض ) 
در (مناقب ) قدیمه و (هدایه ) از القاب آن جناب شمرده شده است .
صد و چهاردهم : (قیامت )  
چنان كه در (هدایه ) است و در (ساعة ) مناسبت این لقب ، معلوم شد.
صد و پانزدهم : (قسط) 
چنانچه در آن دو كتاب ، مذكور است .
صد و شانزدهم : (قوة ) 
در (هدایه ) از القاب شمرده شده .
صد و هفدهم : (قاتل الكفره ) 
مستند آن در لقب هشتم گذشت .
صد و هیجدهم : (قطب )  
و این از القاب شایعه آن جناب است در نزد طایفه عرفا و صوفیّه ؛ چنان كه بیاید كلمات ایشان در باب چهارم .
شیخ كفعمى در حاشیه (جنّة الواقیه ) در دعاى امّ داوود، آنجا كه فرموده : اللّ هم صلّ على الابدال واولاتاد... .الخ گفته كه : (دنیا خالى نیست از قطب و چهار اوتاد و چهل ابدال و هفتاد نجیب و سیصد و شصت صالح ؛ پس قطب ، مهدى علیه السلام است .) تا آخر آنچه بیاید در باب نهم ان شاءاللّه تعالى .
صد و نوزدهم : (قائم الزمان )  
در (كمال الدین ) روایت است در حدیث شخص ازدى كه در مسجدالحرام خدمت آن جناب رسید و حضرت سنگى را براى او طلا كرد و در حق او دعا نمود و فرمود: (مرا مى شناسى ؟)
گفت : (نه !)
فرمود: (منم مهدى ! منم قائم الزمان ! منم آنكه زمین را پر كنم از عدل و داد چنانچه پر شده از جور.)
صد و بیستم : (قیم الزّمان ) 
چنانچه در خبر علوى مصرى است و بیاید در باب هفتم در حكایت 23.
صد و بیست و یكم : (قاطع ) 
در (ذخیره ) گفته شده كه این اسم آن جناب است در كتاب قنطره .
صد و بیست و دوم : (كاشف الغطاء)  
در (هدایه ) و (مناقب ) از القاب شمرده شده .
صد و بیست و سوم : (كمال ) 
چنان كه در كتاب اول است .
صدو بیست و چهارم : (كلمة الحق ) 
در (ذخیره ) آمده است كه این نام آن جناب است در صحیفه .
صد و بیست و پنجم : (كیقباد دوّم )  
در (ذخیره ) و (تذكره ) نوشته شده كه این نام آن جناب است در نزد مجوس و گبران عجم ؛ یعنى عادل بر حق .
صد و بیست و ششم : (كوكماء) 
در (ذخیره ) مذكور است كه این نام آن جناب است در كتاب نجتا.
صد و بیست و هفتم : (كارّ)  
در (هدایه ) و (مناقب ) از القاب شمرده شده و آن به معنى رجوع كننده و بازگشت كننده است و ظاهر است كه آن حضرت از عالم غیبت و استتار و مجانبت مساكن اشرار برمى گردد و جمعى از مردگان را برمى گرداند.
چنانچه شیخ مفید در (ارشاد) و دیگران روایت كردند از حضرت صادق علیه السلام كه فرمود: (خروج مى كند با قائم علیه السلام از ظَهر كوفه ، وادى السّلام ، بیست و هفت نفر، پانزده از قوم موسى علیه السلام كه به حق هدایت مى كردند وبه عدل و انصاف حكم مى نمودند و هفت نفر از اهل كهف و یوشع بن نون و سلمان فارسى و ابودجانه انصارى و مقداد و مالك اشتر، در پس و پیش رویش ، از انصار او مى شوند و حكّام در بلاد.)
یا مراد رجوع بعد از مردن ذكرش یا موتش به اعتقاد جهّال ، چنانچه در لقب قائم علیه السلام گذشت .
صد و بیست و هشتم : (لواء اعظم ) 
در (هدایه ) از القاب شمرده شده .
صد و بیست و نهم : (لندیطارا) 
در (ذخیره و تذكره ) مذكور است كه اسم آن جناب است در كتاب هزارنامه هند.
صد و سى ام : (لسان الصدق ) 
اسم آن جناب است در صحیفه ، چنانچه در ذخیره گفته شد.
صد و سى و یكم : (ماشع ) 
در (ذخیره ) گفته شده كه این اسم آن جناب است در تورات عبریه و در (تذكره ) گفته در تورات كه نزول آن آسمانى است .
صد و سى و دوم : (مهمید الاخر) 
در آن دو كتاب است كه این اسم آن جناب در انجیل است .
صد و سى و سوم : (مسیح الزمان ) 
در هر دو، (ذخیره ) و (تذكره ) مذكور است كه این اسم آن حضرت است در كتاب فرنگیان .
صد و سى و چهارم : (میزان الحق ) 
در (ذخیره ) گفته كه این اسم آن جناب است در كتاب آژى پیغمبر.
صد و سى و پنجم : (منصور) 
در (ذخیره ) و (تذكره ) مذكور است كه این اسم آن جناب است در كتاب (دید براهمه ) كه به اعتقاد ایشان از كتب آسمانى است .
در تفسیر آیه شریفه (و من قتل مظلوما ... )
در تفسیر شیخ فرات بن ابراهیم كوفى روایت است از حضرت باقر علیه السلام كه فرمود در تفسیر آیه شریفه وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُوما فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیِّهِ سُلْطانا ... كه آن حسین علیه السلام است ؛ یعنى آن مظلوم كشته شده . فَلا یُسْرِفْ فِى الْقَتْلِ اِنَّهُ كانَ مَنْصُورا(26) فرمود: (خداوند نامید مهدى علیه السلام را منصور، چنانچه نامیده شده احمد، محمّد و محمود صلى الله علیه و آله و چنانچه نامیده شد عیسى علیه السلام مسیح .) و شاید، تعبیر از آن جناب به امام منصور در زیارت عاشورا، آیه مذكوره باشد به مناسبتى كه وجه آن واضح است . واللّه العالم
صد و سى و ششم : (محمّد) صلى اللّه علیه وعلى آبائهواهل بیته .
اسم اصلى و نام اولى الهى آن حضرت است ؛ چنانچه در اخبار متواتره خاصّه و عامّه است كه رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: (مهدى همنام من است .)
در خبر لوح مستفیض بلكه متواتر معنوى است كه (جابر) براى حضرت باقر علیه السلام نقل كرد كه آن را در نزد صدّیقه طاهره علیها السلام دید و آن را خداى عزّوجلّ براى رسول خدا صلى الله علیه و آله هدیه كرده بود و در آنجا اسامى اوصیاى آن حضرت ثبت بود.
به روایت صدوق در (كمال الدین ) و (عیون الاخبار) اسامى حضرت مهدى علیه السلام به این نحو ضبط شده بود: (ابوالقاسم محمّد بن الحسن ، هو حجة اللّه القائم ، مادر او كنیزكى مى باشد كه اسم او، نرجس است صلوات اللّه علیهم اجمعین .)
به روایت شیخ طوسى در (امالى ): (والخلف محمّد خروج مى كند در آخرالزمان ، بر سر او ابر سپیدى است كه بر او سایه مى افكند. ندا مى كند به زبان فصیح كه مى شنوند آن را ثقلین و خافقین ، كه اوست مهدى از آل محمّد علیهم السلام پر كند زمین را از عدل ، چنانچه پر شده از جور.)



طبقه بندی: در ذكر اسامى والقاب و كنیه هاى آن حضرت و وجه تسمیه آنها، 
برچسب ها: صاحب الامر عج، امام مهدی، اسماء و القاب امام زمان،
نگارش در تاریخ پنجشنبه 16 خرداد 1392 توسط پدرام پرتوفرد | نظرات ()
درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

برای جلوگیری از سوء استفاده های احتمالی هرگونه برداشت یا كپی برداری از مطالب بدون اطلاع به مدیریت یا ذكر منبع حق الناس تلقی میشود.





قالب وبلاگ
JavaScript Codes