تبلیغات
بیداری اندیشه - جواب : امّا بر طریقه اهل سنّت :
ما بیداریم و پروژه بیداری ادامه دارد We are awake& WAKEUP PROJECT still runing
پس ، اولا: نقض به غیبت غالب انبیاء علیهم السلام كه غرض از بعثت ایشان انفاذ احكام مذكوره و اجراى تكالیف معهوده بود، اصالةً و امام مكلّف به آنهاست به نیابت از ایشان و غیبت ایشان در كتب سیر و تواریخ و اخبار نبویّه فریقین موجود است و قابل انكار نیست .
و كفایت مى كند از براى اثبات این مدعى ، غیبت جناب یونس علیه السلام از قوم خود بلكه از همه جنبنده در زمین وحتّى زیر زمین ، غیر از آن ماهى كه یونس در شكمش قرار گرفت به نص قرآن مجید و هیچ مسلمى نتواند به جهت این غیبت ، سلب نبوّت از او كند كه در این مدّت مفارقت از امّت و سیر در كشتى و در شكم ماهى تا زمان عود به قوم خود، نبىّ نبود و نبوّت او یا غیر او دائر مدار حضور و تسلط باشد كه گاهى برود و گاهى بیاید و پیغمبر گاهى رعیّت و تابع شود. زیرا بالبدیهه خلق از این دو صنف بیرون نباشند و چنین احتمال سخیف و قول بدیهى البطلان را تاكنون كسى نداده و نیز زمان انفراد ایشان چون امّتشان هلاك مى شدند.
چنانكه ثعالبى و غیره روایت كرده اند كه : پیغمبرى كه امّت او به عذاب الهى هلاك مى شدند، ماءمور بود كه بیاید در مكّه معظمه بماند و عبادت خداوند كند تا اجلش در رسد و اوضح و اعجب از همه خفا و غیبت نبى اكرم صلى الله علیه و آله از امّت خود؛ چنانچه در سیره حلیه برهان الدین شافعى و غیر آن از ابن اسحق روایت شده كه آن جناب ، سه سال مخفى بود بعد از نزول سوره مباركه : یا اَیُّهَا الْمُدَثِّرُ قُمْ فَاَنْذِرْ. در خانه ارقم و مردم را در نهانى دعوت مى كرد و چون مى خواستند نماز كنند با چند نفرى كه ایمان آورده بودند، مى رفتند در بعضى درّه هاى كوههاى مكّه پنهان مى شدند و نماز مى كردند.
در آنجا تقویت كرده كه مدّت استخفاى در خانه ارقم ، تا آنكه دعوت را ظاهر نمود، چهار سال بود و همچنین مدّتى در شعب ابیطالب محصور بلكه محبوس بودند و نیز در غار و مدتى پس از آن بلكه در تمام ایام بعثت ، قهر و سلطنتى نداشتند كه انفاذ كنند آن امور را جز دعوت به توحید و رسالت و اندكى از اعمال جوارحیه و بنا بر سیاق سؤ ال ، بایستى العیاذ باللّه سلب كرد نبوّت را از آن جناب در این مدت مذكوره و چنین شخص از دایره اسلام بیرون است و ثانیا تصریح علماى اهل سنّت بر این كه قهر و سلطنت فعلیّه ، شرط در نبوت و امامت نیست كه چون مفقود شد، برود.
شیخ ابوشكور سلمى حنفى ، محمّد بن عبدالرشید بن شعیب كشّى كه او را مجدد الف ثانى مى دانند، در كتاب (التمهید فى بیان التوحید) گفته و نقل عبارت ، اولى است ، شاید علما را حاجت افتد در نقل آن در كتب عربیه :
قال : قال بعض الناس : بانّ الامام اذا لم یكن مطاعا فانّه لایكون اماما، لانّه اذا لم یكن القهر والغلبة له فلایكون امما فلما لیس كذلك لان طاعة الامام فرض على الناس فان لم یكن القهر فذلك یكون من تمرد الناس وهو لا یعزله عن الامامة فلولم یطع الامام فالعصیان حصل منهم وعصیانهم لایضر بالامامة الا ترى ان النبى ماكان مطاعا فى اول الاسلام وما كان له القهر على اعدائه من طریق العادة والكفرة وقد تمردوا عن امره ودینه وقد كان هذا الایضره ولا یعز له عن النبوة وكذا الامام خلیفة النبى لامحالة وكذلك على علیه السلام ما كان مطاعا من جمیع المسلمین ومع ذلك ما كان معز ولا فصح ما قلنا ولو ان النّاس كلّهم ارتدوا عن الاسلام والعیاذ باللّه تعالى فانّ الامام لم ینعزل عن الامامة فكذلك بالعصیان . انتهى .
محصل این عبارت همان است كه ذكر شد كه نبوت و امامت كه از مناصب الهیّه است مثل سلطنت و حكومت عرفیه نیست كه اگر قهر و غلبه و امكان اجراى اوامر و نواهى در مقام فعلیت رسیده باقى والاّ مانند سلطان بى ملك و عسكر است كه نشود او را سلطان گفت .
نیز در اخبار اهل سنّت وارد است كه : (ائمه ، از قریش اند.) و در بعضى از آنهاست كه امر خلافت همیشه در قریش خواهد ماند؛ چنانكه در (صحیح بخارى ) است كه حضرت رسول صلى الله علیه و آله فرمود: (پیوسته این امر یعنى امر خلافت چنانكه شارحین تصریح كرده اند، در قریش خواهد بود تا زمانى كه باقى باشد از ایشان دو نفر.) به روایت دیگر: (تا باقى باشد از مردم .)
شیخ شمس الدین محمّد بن علقمى شافعى ، تلمیذ سیوطى در (كوكب المنیر) شرح جامع صغیر استاد خود، بعد از ذكر مذكور گفته كه : (چون مردم تابع قریش بودند در جاهلیّت و ایشان رؤ ساى عرب بودند، تابع ایشان شدند در اسلام و ایشانند اصحاب خلافت و این خلافت مستمرّ است براى ایشان تا آخر دنیا تا زمانى كه در میان مردم دو نفر باشند كه ظاهر شده آنچه آن جناب فرموده ؛ پس از زمان آن حضرت تا حال خلافت در قریش است بدون مزاحمتى در آن . هرچند متغلبین مالك شدند بلاد را، لكن ایشان معترفند كه خلافت در قریش است ؛ پس اسم خلافت باقى است هرچند مجرد تسمیه باشد.)
ابن حجر عسقلانى در (فتح البارى ) شرح (صحیح بخارى ) این معنى را یكى از محتملات خبر مذكور قرار داده و احتمال دیگر داده كه : مراد (اخبار) نباشد، بلكه امر باشد كه آن را به صورت (خبر) فرموده ، یعنى : همیشه باید براى خود، خلیفه از قریش معیّن كنید بنا بر طریقه ایشان كه باید رعیّت براى خود، خلیفه بسازند و آنگاه پیرویش كنند.
كرمانى ، شارح بخارى بعد از اشكال كه در زمان ما، حكومت در غیر قریش است جواب داده به این كه در بلاد مغرب و مصر، خلیفه از قریش هست .
در (فتح البارى ) گفته كه این صحیح است ولكن در دست او بستن و گشودنى نیست و نیست براى او از خلافت مگر مجرد اسم فقط و این عبارات صریح است در آنكه تسلط و حكومت ، شرط خلافت و امامت نیست ؛ بلكه خلیفه و امام همان است كه خدا و رسول صلى الله علیه و آله او را خلیفه و امام گفته هر چند غاصبین و متغلبین او را تمكین ندهند و در این معنى فرقى میان حضور و غیاب و ظاهر و اختفا نیست .
نیز ملك العلماء شهاب الدین بن عمر دولت آبادى در كتاب (مناقب السادات ) مسمّى به (هدایة السعداء) گفته كه : (یزید باغى متغلب خارجى بود و خروج بر امام در جمیع ادیان حرام است و یزید لعین ، خروج كرده بر حسین علیه السلام بدون تاءویل و او را كشت به محاربه .)
نیز در آنجا گفته : (چون على بن ابیطالب علیه السلام كشته شد، خلافت از آن حسن بن على علیهما السلام بود. آنگاه از آن حسین بن على علیهما السلام و بغى كرد در عهد حسین ، یزید بن معاویه . بغیى كه مسلط شد به آن .)
براى اثبات مدعى و جواب از آن سؤ ال بى پایه این مقدار عبارت كافى است ، ان شاء الله . و جمع سایر كلمات و مناقضات و هفوات ایشان بى فایده است ؛ چه منصف را آن مقدار كافى است و معاند لجوج به اضعاف آن قناعت نكنند.


طبقه بندی: بیان اختلاف مسلمین در باره وجود آن جناب، 
برچسب ها: جواب طریقه اهل سنت، امام مهدی(عج)،
نگارش در تاریخ جمعه 17 خرداد 1392 توسط پدرام پرتوفرد | نظرات ()
درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

برای جلوگیری از سوء استفاده های احتمالی هرگونه برداشت یا كپی برداری از مطالب بدون اطلاع به مدیریت یا ذكر منبع حق الناس تلقی میشود.





قالب وبلاگ
JavaScript Codes