تبلیغات
بیداری اندیشه - اما بر طریقه معاشر امامیّه ایّدهم اللّه تعالى :
ما بیداریم و پروژه بیداری ادامه دارد We are awake& WAKEUP PROJECT still runing
ایشان اوّلا گویند كه : چون خداى عزّوجلّ خواست امامى بیافریند، قطره اى از آب جنّت از ابر نازل فرماید كه بر ثمره اى از ثمرات زمین بیفتد و آن را حجّت آن عصر بخورد و نطفه امام از آن منعقد شود و چون چهل روز بر آن بگذرد، صدا بشنود و چون چهار ماهه شود بر بازوى راستش بنویسند:
وَتَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ صِدْقا وَعَدْلا لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمیعُ الْعَلیمُ.
و چون متولّد شد، عمودى از نور در دلش جاى دهند كه نظر كند در آن به خلایق و اعمال ایشان و نازل شود بر او ، امر خداوند در آن عمود و آن عمود، نصب عین اوست ؛ به هرجا كه برود و نظر كند و پر كند دلش را از محبّت خود كه غیر جنابش كسى را نگزیند. و از خوف خود كه از هیچ چیز غیر او نترسد. و از زهد كه به هیچ چیز دنیا و غیر دنیا رغبت نكند جز آنچه را كه او امر فرماید. و از سخا كه از ایثار چیزى حتّى جان خود در راه او پروا نكند. و از شجاعت كه از هیچ مخلوقى روى نگرداند. و از توكّل كه غیر جنابش چیزى را مضرّ یا نافع نداند و نبیند بر این رقم .
حقایق جمیع صفات حسنه را در دلش جاى دهد و نگاهش دارد از آن كه گردى از قذارت اخلاق ذمیمه بر آینه قلبش نشیند و حقیقت اشیا را به او بنماید و قبایح بواطن معاصى را بداند و ببیند، بالطبع از او متنفر و گریزان باشد و روح القدس را بر او موكّل كند كه او را مؤ یّد و مسدّد دارد و از او جدا نشود و او غفلت و سهو و نسیان ندارد و دلش را چون بیت المعمور و عرش ، محل تردّد ملائكه و مطاف ایشان قرار دهد كه پیوسته معراج ایشان باشد و اصنافى از ابواب علوم به او عطا فرماید.
و غرض از گردش افلاك و ایجاد خلایق از سمك تا سماك ، او باشد. همه به سبب او و براى او حركت كنند و زندگى نمایند. از طفیل وجود او بخورند و بیاشامند.
پرستش و بندگى كه خداى تعالى خواسته به نحوى كه خواسته ، آن است كه او كند. تسبیح و تمجید و تهلیل و تكبیر و نماز و روزه و حج ، آن است كه او كند و به جاى آرد.
پس ، از لطفها و احسانها و نعمتهاى غیر متناهیه كه به او كرده و به تمام كمال كه ممكن تواند به آن رسد، او را آراسته و زینت داده ؛ به ارشاد و هدایت خلقش امر فرماید، به نحوى كه از اختیار و میل خود بیرون نرود و قابل استحقاق ثواب و مكرمت شود.
آن جناب نیز با نبودن مفسده اى اظهار دعوت كند اگر اطاعت كنند به خود احسانى كردند وگرنه بر دامن كبریاش ، ننشیند گرد ساكت یا غایب شود.
و تمام مراتب هدایت و ارشاد خلق كه یكى از مناصب اوست ، بالنّسبه به سایر مقامات آن جناب ، قطره اى است نسبت به دریا كه اگر میسّر نشد نقصى در او پدید نیاید و از مقاماتش چیزى نكاهد مگر خداى خواهد كه به مضمون : وَلَئِن شَئْتنا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذى اَوْحَیْنا اِلَیْكَ. هرچه داده سلب فرماید.)
اگر عالم عابد زاهد متبحّرى به جهت حبس شدن در مطموره اى از مقام خود بیفتد و علم و عمل و زهد از او برود و نشود او را عالم زاهد گفت ، امام نیز در غیبت از خلق ، از امامت بیفتد با آنكه تفاوت این دو بیشتر است از ثرى تا به ثریا.
ثانیا: گویند كه همه اقسام خیر و نعمت و بركت از آن جناب به تمام خلایق رسد و انواعى از بلاها و عذابهاى گوناگون كه به اعمال قبیحه و كردارهاى زشت خود كه به ارتكاب عشر عشیر آن امم سابقه به مسخ و خسف و غرق و حرق ، فانى و تمام مى شدند مستحق شده و مى شوند، از ایشان به سبب آن وجود دفع مى كند و قائم مقام جدّ اكرم خود است صلى الله علیه و آله در برگشتن عذاب به جهت بودن او در میان خلق به مضمون : ما كانَ اللّهُ لِیُعَذِّبهُمْ وَاَنْتَ فیهم . عادت خداوندى نبوده كه ایشان را عذاب كند و حال آنكه چون توئى در میان ایشانى .
گویند كه : اگر یك روز امام در زمین نباشد اجزاى وجود خلق از هم متلاشى شود. به سبب او باران ببارد؛ زمین گیاه آرد؛ درخت میوه كند؛ حیوان شیر دهد؛ عقل ادراك كند؛ چشم ابصار نماید؛ گوش بشنود؛ زبان گوید؛ با دوستانش لطف خاص دارد؛ انواع محبّت و احسان به ایشان فرماید كه گاهى ندانند.
بلكه وجود و بقاى او سبب است از براى بقاى شریعت و حفظ قوانین آن ، از تغیّر و زوال و همین اصل است كه به آن ثابت كرده اند وجوب نصب امام و احتیاج به وجود او را. پس لازم نمى آید از تعذّر، تصرّف او در احكام جزئیه چندان ضررى با حفظ اصول و قوانین كلیّه ، امتناع انفاذ امور جزئیّه به جهت عارض خارجى مانع نشود از ثبوت اصل ولایت و نه تحقق آن به اعتبار امور كلّیه مهمّه ؛ زیرا كه آن مانع نتواند رد كند و تعطیل نماید آنها را.
نیز در اخبار فریقین است كه رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: (اهل بیت من امان است براى اهل زمین ، چنانكه ستاره ها امان است براى اهل آسمانها.)
در باب هفتم و دهم بیشتر از این توضیح بیاید ان شاء الله تعالى از براى ثبوت خیر و نفع آن جناب در غیبت كبرى .
ثالثا: گویند آن امامى كه ما به او قائلیم و به امامتش اعتراف داریم ، حجّت است از جانب خداوند تبارك و تعالى بر ملائكه و انسان و انواع حیوانات و جن و مخلوقات جمیع عوالم و بلادها و شهرها كه از حیطه جبّاران بیرون است ؛ مانند: جابلسا و جابلقا و غیر آنها كه اشاره به آنها بشود در قصّه جزیره خضرا و تمام آنها در حیطه اقتدار وسلطنت فعلیّه آن جناب است و به امر و فرمان آن جناب ، مؤ تمر و سركشى نكنند. هر چه گویند اطاعت كنند و فرمان برند؛ جز این صنف بنى آدم موجود در دو روى زمین كه بالنّسبه به آنها قدر محسوسى ندارند و بر فرض تسلیم كه از شرایط صحّت امامت ، اقتدار فعلى است ، تسلیم نداریم كه باید بر تمام آنكه مبعوث شده بر آنها مقتدر و غالب باشد والاّ لازم آید سقوط جمیع انبیاء و خلفا از درجه نبوّت و خلافت . زیرا هرگز اقتدار تمام براى احدى از ایشان میسر نشد.
موضوع دهم : سلاطین جور و متغلبین در بلاد اگر بخواهند توبه كنند و حق آن جناب را به او بدهند چاره اى ندارند. زیرا كه دسترس ‍ به او ندارند كه حقش را تسلیم نمایند و خود را فارغ كنند؛ پس توبه این جماعت هرگز مقبول نشود.
جواب : كفایت مى كند او را در توبه ، دست كشیدن از آنچه مشغول است به آن و پشیمان بودن از نشستن در مقامى كه جایز نبود بر او نشستن در آن و عزم بر عدم معاودت . و آن جناب ، حسب امر الهى تكلیف خود را داند كه در این حال ظاهر شود یا نشود و غیر اینها از شبهات شبیه به تار عنكبوت كه صاحبش به غریقى ماند كه به هر خاشاكى متشبث شود. چنانكه بعضى گفتند كه او، از كجا مطمئن شود كه اگر ظاهر شود او را نكشند و ذكر اینها و تعرض جواب از آنها تضییع عمر و كاغذ و قلم و وقت خواننده است .
مخفى نماند كه جمله اى از شبهات سابقه را علماى متكلّمین ما در كتب كلامیّه و امامت متعرض شده ، به اصول امامیّه و قواعد كلامیّه جواب آن و ایرادهاى وارده بر آن را داده اند و چون در این مؤ لّف شریف ، بناى استقصاى مطالب متعلّق به آن جناب نبود، بلكه بناى جمع نوادر و مستطرفات حالات كه كمتر در كتابى جمع شده و علاوه طرف مقابل چندان با ادله عقلیه آشنایى ندارند، قناعت كردم به نقض و نقل اخبار و كلمات علماى ایشان كه بهتر ساكت مى شوند و غرضى جز آن نیست والاّ به امثال این جوابها هرگز از طریقه خود برنگردند و گاهى كه از علما یا عوام ایشان مستبصر شدند غالبا از راههاى دیگر بود.
بلى ! براى اهل علم خاصّه ، نفع بخشد كه از آن شبهات به شبهه نیفتند و عوام ایشان را حظّى نیست در آن و به امثال آنچه ما ذكر كردیم ، بهتر منتفع مى شوند و چون غرض از این كتاب نیز انتفاع عامّه فارسى زبان است ، ملاحظه حال ایشان كردیم ؛ از نقل آن كلمات دست كشیدیم و بحمد اللّه تعالى در بسیارى از كتاب فارسیّه موجود و در همه بلاد منتشر است و امیدوارم از الطاف الهیه كه انتفاع ایشان از این كتاب كمتر از انتفاع از بسیارى از كتب مؤ لّفه در این باب نباشد. والحمد اللّه


برچسب ها: امام مهدی(عج)، صاحب الامر،
نگارش در تاریخ جمعه 17 خرداد 1392 توسط پدرام پرتوفرد | نظرات ()
درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

برای جلوگیری از سوء استفاده های احتمالی هرگونه برداشت یا كپی برداری از مطالب بدون اطلاع به مدیریت یا ذكر منبع حق الناس تلقی میشود.





قالب وبلاگ
JavaScript Codes