تبلیغات
بیداری اندیشه - روایت ملا عبدالرحمن جامى درباره امام مهدى علیه السلام
ما بیداریم و پروژه بیداری ادامه دارد We are awake& WAKEUP PROJECT still runing
گفتم كه : (یا بن رسول اللّه ! خلیفه و امام بعد از تو كه خواهد بود؟)
به خانه در آمد، پس بیرون آمد كودكى بر دوش گرفته ، گویا كه ماه شب چهاردهم بود، در سن سه سالگى . پس فرمود: (اى فلان ! اگرنه پیش خداى تعالى گرامى بودى ، این فرزند خود را به تو نمى نمایاندمى . نام این ، نام رسول است و كنیه او، كنیه وى است .) هو الّذى یملاء الارض قسطا وعدلا كما ملئت ظلما وجورا.
هفدهم : و نیز در آنجا روایت كرده از دیگرى كه گفت : روزى بر ابومحمّد در آمدم ، بر دست راست وى خانه اى دیدم پرده به آن فرو گذاشته .
گفتم : (یا سیّدى ! صاحب این امر بعد از این كه خواهد بود؟)
فرمود: (آن پرده را بردار!)
برداشتم ، كودكى بیرون آمد در كمال طهارت و پاكیزگى . بر رخساره راست وى خالى و گیسوان گذاشته ، آمد و بر كنار ابومحمّد نشست .
ابومحمّد فرمود كه : (این است صاحب شما بعد از این .) از زانوى وى برخاست .
ابو محمّد رضى اللّه عنه به وى گفت : یا بنى ! ادخل الى الوقت المعلوم .
به آن خانه در آمد و من به او نظر مى كردم . پس ابومحمّد رضى اللّه عنه به من گفت : (برخیز! و ببین كه در این خانه كیست ؟)
به خانه در آمدم ، هیچ كس را ندیدم .
هیجدهم : ابومحمّد، عبداللّه بن احمد معروف به ابن خشاب بغدادى در كتاب موالید ائمه علیهم السلام روایت كرده به سند خود از جناب رضا علیه السلام كه فرمود: (خلف صالح و مهدى و صاحب الزمان فرزند ابى محمّد، حسن بن على علیهم السلام است .)
نوزدهم : ونیز قریب به آن از امام صادق علیه السلام روایت كرده و هر دو خبر در باب سابق در ضمن احوال او مذكور شد.
بیستم : نور الدین على بن محمّد مكى مالكى شهیر به ابن صبّاغ در (فصول المهمّه ) روایت كرده از محمّد بن على بن بلال كه گفت : (بیرون آمد ابى محمّد حسن بن على عسكرى علیهما السلام پیش از وفاتش به دو سال و خبر داد ما را به خلف بعد از خود. آنگاه امر بیرون آمد به سوى من پیش از وفاتش به سه روز، خبر كرد مرا به این كه خلف او، پسر اوست بعد از او.)
بیست و یكم : و نیز از ابى هاشم جعفرى روایت كرده كه گفت : گفتم به ابى محمّد، حسن بن على علیهما السلام : (جلالت تو مانع است مرا از این كه از تو سؤ ال كنم . آیا رخصت مى دهى كه از تو سؤ ال كنم ؟)
فرمود: (سؤ ال كن !)
گفتم : (اى سیّد من ! آیا براى تو فرزندى است ؟)
فرمود: (آرى !)
گفتم : (اگر حادثه اى روى داد در كجا از او سؤ ال كنم ؟)
فرمود: (در مدینه .)


برچسب ها: روایت عبدالرحمن، مهدی(عج)، صاحب الامر،
نگارش در تاریخ شنبه 18 خرداد 1392 توسط پدرام پرتوفرد | نظرات ()
درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

برای جلوگیری از سوء استفاده های احتمالی هرگونه برداشت یا كپی برداری از مطالب بدون اطلاع به مدیریت یا ذكر منبع حق الناس تلقی میشود.





قالب وبلاگ
JavaScript Codes