تبلیغات
بیداری اندیشه - توضیحاتى در مورد اخبار رسیده
ما بیداریم و پروژه بیداری ادامه دارد We are awake& WAKEUP PROJECT still runing
اول : آنكه بعضى از این اخبار، اگرچه صراحت ندارد در مدّعا ولكن مضمون آن مطابق نمى شود مگر با مذهب امامیّه اثنى عشریّه . پس ضررى ندارد در داخل نمودن آنها در سلك اخبار منصوصه و لامحاله مؤ یّد و مقوى باقى خواهد بود اگرچه ما را كافى است در این مقام كمتر از آنچه طرف مقابل را چاره اى نیست از قبول كردن خبر معتبر در نزد خودشان كه معارضى ندارد، بلكه مؤ یّد است به اخبار متواتره در طرق امامیّه بلكه در صورت معارضه نیز مقدّم باشد. چه مضمون آن متفقٌ علیه شود كه در مخاصمه مرجع خواهد بود و خبرى كه خصم به آن منفرد باشد نتواند در آن مقام آن را بیرون آورد، چه در نزد خصمش حجّت نیست با آنكه معارضه بحمداللّه مفقود است .
دوّم : بسا هست توهمّ رود كه : (این جماعت با نقل این اخبار صریحه در مذهب امامیه چگونه اختیار مذهب دیگر كرده در اصول اشعرى یا معتزلى و در فروع مالكى یا حنفى یا شافعى یا حنبلى شدند و اصول و فروع خود را از آنها اخذ كردند و از این جماعت كه ایشان را امام مى دانند چیزى نگیرند و به ایشان اقتدا نكنند؟)
جواب این شبهه آن است كه : (اكابر علماى ایشان در این مقام و نظایر آن چند مسلك پیش گرفتند كه راه خیال استدلال به آنها و دلالت كردن آن اخبار را بر مذهب امامیّه بر دیگران مسدود كردند:
اول : تضعیف اسانید آن اخبار و نسبت بعضى روات خود را به وضع و كذب و تدلیس و تشنیع حتى مشهورین از محدّثین خود را كه مملوّ است كتب ایشان از اخبار آنها گاهى این نسبت را به او مى دهند.
الف : مثل ابومطیع حكم بن عبداللّه بلخى فقیه صاحب ابوحنیفه كه ذهبى او را در میزان ، علامه كبیر گفته و ابوحاتم او را مرجى كذاب دانسته . و جوزقانى مى گوید: حدیث وضع مى كرد. و ابن جوزى نیز او را وضّاع مى داند. و احمد حنبل گفته كه : سزاوار نیست كسى از او چیزى روایت كند.
ب : ذوالنون مصرى كه از اكابر صوفیه ایشان است . ابن جوزى او را به وضع حدیث متهم كرده و جوزقانى او را وضّاع دانسته چنانكه در مختصر تنزیه الشریعه گفته .
ج : احمد بن صالح كه ذهبى در میزان گفته : او حافظ ثبت و یكى از اعلام بود و دیگران نیز مدح كردند و ابوداوود مى گوید: كذّاب بود.
د: محمّد بن عمر واقدى كه او را عالم دهر و امین مردم بر اسلام مى دانند و بعضى او را امیرالمؤ منین در حدیث مى دانند! با این حال خوارزمى در مسند ابوحنیفه از یحیى بن معین نقل كرده كه گفت : واقدى بیست هزار حدیث بر پیغمبر خدا صلى الله علیه و آله وضع كرد از احمد حنبل و گفت : واقدى اسانید را تركیب مى كند و ابن مدینى گفته : حدیث او را نباید نوشت و شافعى گفته : كتب او دروغ است .
ه‍ : محمّد بن اسحق صاحب سیر و مغازى كه شافعى گفته : هر متبحرى در سیر محتاج به اوست و سعید بن حجاج او را امیرالمؤ منین در حدیث گفته و مالك معروف او را دروغگویى از دروغگویان مى دانست ، چنانچه در میزان الاعتدال ذهبى است .
ق : نعیم بن حماد، صاحب كتاب (فتن ) و غیره در (میزان ارازدى ) نقل كرده كه او در تقویت سنّت ، حدیث وضع مى كرد و حكایاتى از علما در عیب ابى حنیفه ، كه همه آنها دروغ است .
ز: حافظ محمّد بن عثمان بن ابن شیبه كه از اكابر علماست و سمعانى در انساب ، او را مدح بلیغى كرده و ذهبى نیز در میزان او را عالم ، حافظ بصیر به حدیث و رجال دانسته . با این حال عبداللّه بن احمد بن حنبل او را كذّاب مى گفت و ابن خراش او را واضع حدیث مى دانست و ذهبى از عبداللّه بن اسامه كلبى و ابراهیم بن اسحاق صرّاف و داوود بن یحیى نقل كرده كه ایشان او را كذّاب مى دانستند. داوود مى گفت : او چیزها بر قومى وضع كرده بود كه هرگز خبر به آن نداده بودند.
ح : زبیر بن بكّار معروف كه از اكابر علماء و استاد در فن تاریخ و نسب و قاضى مكّه بود و او را به مناقب جلیله مدح كرده اند. شیخ حافظ ابوالفضل احمد بن على بن عنبر سلیمانى چنانكه در میزان است او را در عِداد واضعین حدیث شمرده و گفته او منكر است .
ط: عبداللّه بن مسلم بن قتیبه دینورى لغوى نحوى ، صاحب كتاب معارف ابن خلكان و غیره او را مدح بلیغ كرده اند و در میزان از حاكم نقل كرده كه اجماع كردند امّت بر اینكه او كذّاب بود.
ى : اسد بن عمر كه از اعاظم علماء و تلمیذ رشید ابوحنیفه بود و در بغداد و واسط قضاوت داشت . در میزان بعد از نقل توثیق او از خطیب و غیره از یحیى بن معین نقل كرده كه او كذّاب بود و چیزى نبود و ابن حیان گفته كه او حدیث درست مى كرد بر مذهب ابوحنیفه و براى مثال به این عشره منذره قناعت باید كرد.
دوّم : نسبت دادن صاحب كتاب تشیع و رفض چنانكه بعضى در حق ابن طلحه گفتند.
سوم : انكار بر بودن كتابى كه خبر از آن اخذ شده از مؤ لف آن و نسبت دادن شیعه را به این تدلیس كه ایشان ، خود كتابى نویسند و به علماى ما نسبت دهند و این كتاب موضوع از براى شرح این مطلب نیست تا آشكار شود كه مدلس مفترى غریق متشبث به هر حشیش ‍ كیست ؟
چهارم : حمل امامت را بر مطالب باطنیه و ریاست قلبیه ، نه خلافت ظاهره و ریاست در سیاست و بیان احكام ظاهریه ، پس منافاتى ندارد امامت هریك از ایشان در هر عصرى و بروز كرامت از ایشان با خلافت ظاهره ، مثل یزید و مروان . مثلا در آن زمان شاه ولى اللّه هندى كه از اكابر علماى اهل سنّت است ، در مقاله وضیعه گفته كه : این حقیر را معلوم شده است كه ائمه اثنا عشر رضى اللّه عنهم اقطاب نسبتى بودند از نسبتها و رواج تصوّف ، مقارن انقراض ایشان پیدا شد؛ اما عقیده و شرع را بجز از حدیث پیغمبر صلى الله علیه و آله نتوان گفت . قطبیت ایشان امرى است باطنى ، به تكلیف شرعى كار ندارد و نص و اشاره هریك بر متاءخر، به اعتبار همان قطبیت است و امور امامت كه مى گفتند راجع به همان است كه بعض خلص یاران خود را بر آن مطلع مى ساختند، پس از زمانى قومى تعمق كردند و قول ایشان را بر محمل دیگر فرود آوردند.
انتهى الفرض با این شبهات و احتمالات ، هیچ بعدى ندارد كه با دیدن بیشتر از این اخبار واضحه صحیحه دركتب خود، احتمال صحت مذهب امامیه بدهند!چنانكه دیدى كه محى الدین در فتوحات با آن كه هر یك از ائمه علیهم السلام را امام گفته و به همه دوازده تصریح كرده ، امامیّه را اصل در ضلالت مى داند كه گمراهى هر فرقه از فرق مسلمین از طرف ایشان است و این نیست مگر آن كه امامت را از سنخ قطبیت مى داند و لهذا همه اقطاب ایشان در احكام ظاهره ، تا آن وقت كه بناى كردن آن را دارند، به یكى ازائمه اربعه خود رجوع مى كردند، از مالك و ابوحنیفه و شافعى و ابن حنبل .
سوّم : آنكه بعضى از اخبار گذشته كه به توسط بعضى از علماى اعلام نقل كردیم شبهه نیست در صحّت نقل آن از ایشان . زیرا علاوه بر علوّ مقام تقوا و صدق و دیانت كه داشتند، غالبا در ازمنه سابقه ، مقهور آن جماعت بودند به ملاحظه سلاطین وقت ، عادتا ممكن نیست كه خبرى از كتاب معروف ایشان یا عالم معتبرى نقل كند در كتاب خود و به آن احتجاج نماید و كتاب خود را نشر دهد، با آن كه در آن كتاب نباشد و آن عالم نگفته باشد و جمله از علماى ما را به علم و صدق و تقوا در كتب خود ذكر كردند. مانند شیخ مفید و سیّد مرتضى كراچكى و ابن شهرآشوب و نظایر ایشان ، چنانكه در محل خود مذكور است .


طبقه بندی: در اثبات بودن مهدى موعود همان حجة بن الحسن العسكرى علیهما السلام، 
برچسب ها: امام عصر، صاحب الامر (عج)،
نگارش در تاریخ شنبه 18 خرداد 1392 توسط پدرام پرتوفرد | نظرات ()
درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

برای جلوگیری از سوء استفاده های احتمالی هرگونه برداشت یا كپی برداری از مطالب بدون اطلاع به مدیریت یا ذكر منبع حق الناس تلقی میشود.





قالب وبلاگ
JavaScript Codes