تبلیغات
بیداری اندیشه - طریقه خواندن نماز تحیت مسجد جمكران و نماز امام زمان علیه السلام
ما بیداریم و پروژه بیداری ادامه دارد We are awake& WAKEUP PROJECT still runing
مردم را بگو تا رغبت بكنند بدین موضع و عزیز دارند و چهار ركعت نماز اینجا بگزارند:
دو ركعت تحیت مسجد در هر ركعتى یك بار الحمد و هفت بار قل هو اللّه احد. و تسبیح ركوع و سجود هفت بار بگویند.
و دو ركعت نماز امام صاحب الزمان علیه السلام بگزارند بر این نسق : چون فاتحه خواند به ایّاك نعبد وایّاك نستعین . رسد، صد بار بگوید و بعد از آن فاتحه را تا آخر بخواند و در ركعت دوّم نیز به همین طریق بگزارد و تسبیح در ركوع و سجود، هفت بار بگوید و چون نماز تمام كرده باشد، تهلیل بگوید و تسبیح فاطمه زهرا علیها السلام و چون از تسبیح فارغ شود، سر به سجده نهد و صد بار صلوات بر پیغمبر و آلش ، صلوات اللّه علیهم بفرستد.)
و این نقل از لفظ مبارك امام علیه السلام است كه :
فمن صلیهما فكانّما صلّى فى البیت العتیق .
یعنى هركه این دو ركعت نماز بگزارد، همچنین باشد كه دو ركعت نماز در كعبه گزارده باشد.
حسن مثله جمكرانى گفت : من چون این سخن بشنیدم ، گفتم با خویشتن كه : (گویا این موضع است كه تو مى پندارى .) انّما هذا المسجد للامام صاحب الزمان . و اشارت بدان جوان كردم كه در چهاربالش نشسته بود.
پس ، آن جوان به من اشارت كرد كه : (برو!) من بیامدم . چون پاره اى راه بیامدم ، دیگر باره مرا باز خواندند و گفتند: (بزى در گله جعفر كاشانى راعى است ، باید آن بز را بخرى ، اگر مردم ده ، بها نهند بخر و اگر نه ، تو از خاصه خود بدهى و آن بز را بیاورى و بدین موضع بكشى فردا شب .
آنگاه روز هجدهم ماه مبارك رمضان گوشت آن بز را بر بیماران و كسى كه علّتى داشته باشد سخت ، انفاق كنى كه حق تعالى همه را شفا دهد و بز ابلق است و مویهاى بسیار دارد و هفت علامت دارد: سه بر جانبى و چهار بر جانبى كذو الدرهم سیاه و سفید همچون درمها.)
رفتم ، مرا دیگر باره بازگردانید و گفت : (هفتاد روز یا هفت روز ما اینجاییم .) اگر بر هفت روز حمل كنى ، دلیل كند بر شب قدر كه بیست و سیم است و اگر بر هفتاد حمل كنى ، شب بیست و پنجم ذى القعده بود و روز بزرگوار است .
پس حسن مثله گفت : بیامدم تا خانه و همه شب در آن اندیشه بودم تا صبح اثر كرد. فرض بگزاردم و نزدیك على المنذر آمدم و آن احوال با وى بگفتم . او با من بیامد. رفتم بدان جایگاه كه مرا شب برده بودند. پس گفت : (باللّه !) نشان و علامتى كه امام علیه السلام مرا گفت ، یكى این است كه زنجیرها و میخها اینجا ظاهر است .
پس به نزدیك سیّد ابوالحسن الرضا شدیم ، چون به در سراى وى رسیدیم ، خدم و حشم وى را دیدیم كه مرا گفتند: (از سحرگاه سیّد ابوالحسن در انتظار تو است . تو از جمكرانى ؟)
گفتم : (بلى !)
من در حال به درون رفتم و سلام و خدمت كردم ، جواب نیكو داد و اعزاز كرد مرا به تمكین نشاند و پیش از آنكه من حدیث كنم مرا گفت : اى حسن مثله ! من خفته بودم در خواب ، شخصى مرا گفت : (حسن مثله نام ، مردى از جمكران پیش تو آید بامداد، باید آنچه گوید سخن او را مصدّق دارى و بر قول او اعتماد كنى كه سخن او سخن ماست ؛ باید كه قول او را رد نگردانى .) از خواب بیدار شدم . تا این ساعت منتظر تو بودم .
حسن مثله احوال را به شرح با وى بگفت . در حال بفرمود تا اسبها را زین برنهادند و بیرون آوردند و سوار شدند. چون به نزدیك ده رسیدند، جعفر راعى ، گله بر كنار راه داشت . حسن مثله در میان گله رفت و آن بز، از پس همه گوسفندان مى آمد، پیش حسن مثله دوید و او آن بز را گرفت كه به وى دهد و بز را بیاورد. جعفر راعى سوگند یاد كرد كه من هرگز این بز را ندیده ام و در گله من نبوده است ، الاّ امروز كه مى بینم و هرچند كه مى خواهم كه این بز را بگیرم ، میسر نمى شود و اكنون كه پیش آمد.
پس بز را همچنان كه سیّد فرموده بود در آن جایگاه آوردند و بكشتند و سیّد بوالحسن الرضا بدین موضع آمدند و حسن مسلم را حاضر كردند و انتفاع از او بستند و وجوه رهق را بیاوردند و مسجد جمكران را به چوب بپوشانیدند و سیّد بوالحسن الرضا زنجیرها و میخها را به قم برد و در سراى خود گذاشت . همه بیماران و صاحب علتان مى رفتند و خود را در زنجیر مى مالیدند، خداى تعالى شفاى عاجل مى داد و خوش مى شدند.
ابوالحسن محمّد بن حیدر گوید كه : به استفاضه شنیدم كه : (سیّد ابوالحسن الرضا مدفون است در موسویان به شهر قم و بعد از آن فرزندى از آن وى را بیمارى نازل شد و وى در خانه شد و سر صندوق را برداشتند زنجیرها و میخها را نیافتند.) این است مختصرى از احوال آن موضع شریف كه شرح داده شد.
مؤ لف گوید: در نسخه فارسى تاریخ قم و در نسخه عربى آنكه عالم جلیل ، آقا محمّد على كرمانشاهى مختصر این قصّه را از آن نقل كرده در حواشى رجال میرمصطفى در باب حسن ، تاریخ قصه را در ثلث و تسعین یعنى نود و سه بعد از دویست نقل كرده و ظاهرا بر ناسخ مشتبه شده و اصل سبعین بوده كه به معنى هفتاد است زیرا كه وفات شیخ صدوق پیش از نود است . و اما دو ركعت نماز منسوب به آن حضرت صلوات اللّه علیه از نمازهاى معروفه است و جماعتى از علما آن را روایت كرده اند


طبقه بندی: در ذكر احوال كسانى كه در دوران غیبت كبرى خدمت آن جناب رسیده اند، 
برچسب ها: نماز مسجد قم، صاحب الزمان(عج)،
نگارش در تاریخ شنبه 18 خرداد 1392 توسط پدرام پرتوفرد | نظرات ()
درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

برای جلوگیری از سوء استفاده های احتمالی هرگونه برداشت یا كپی برداری از مطالب بدون اطلاع به مدیریت یا ذكر منبع حق الناس تلقی میشود.





قالب وبلاگ
JavaScript Codes