تبلیغات
بیداری اندیشه - بیست و دوم : سیّد رضى الدین محمّد آوى حسینى
ما بیداریم و پروژه بیداری ادامه دارد We are awake& WAKEUP PROJECT still runing
و نیز علامه رحمه الله در كتاب (منهاج الصلاح ) در شرح دعاى عبرات فرموده كه : (آن مروى است از جناب صادق ، جعفر بن محمّد علیهما السلام و از براى این دعا از طرف سیّد سعید رضى الدین محمّد بن محمّد بن محمّد آوى 2 حكایتى است معروفه و به خطّ بعضى از فضلا در حاشیه این موضع از منهاج .)
آن حكایت را چنین نقل كرده از مولى السعید فخر الدین محمّد پسر شیخ اجل جمال الدین یعنى علاّمه كه او از والدش روایت نموده از جدّش شیخ فقیه سدیدالدین یوسف از سیّد رضى مذكور كه :
او محبوس بود در نزد امیرى از امراى سلطان جرماغون ، مدّت طویلى در نهایت سختى و تنگى . پس در خواب خود دید خلف صالح منتظر را صلوات اللّه علیه . پس گریست و گفت : (اى مولاى من ! شفاعت كن در خلاص شدن من از این گروه ظلمه .)
پس حضرت فرمود: (بخوان دعاى عبرات را.)
سیّد گفت : (كدام است دعاى عبرات ؟)
فرمود: (آن دعا در مصباح تو است .)
سیّد گفت : (اى مولاى من ! دعا در مصباح من نیست .)
فرمود: (نظر كن در مصباح ، خواهى یافت دعا را در آن .)
پس از خواب بیدار شده ، نماز صبح را كرد و مصباح را باز نمود. پس ورقه اى یافت در میان اوراق آن كه آن دعا نوشته بود در آن . پس ‍ چهل مرتبه آن دعا را خواند
و آن امیر را دو زن بود یكى از آن دو عاقله و مدبّره و آن امیر بر او اعتقاد داشت . پس امیر نزد او آمد در نوبه اش . پس گفت به امیر: (گرفتى یك از اولاد امیرالمؤ منین علیه السلام را؟)
امیر گفت : (چرا سؤ ال كردى از این مطلب ؟)
گفت : در خواب دیدم شخصى را و گویا نور آفتاب مى درخشید از رخسار او؛ پس حلق مرا میان دو انگشت خود گرفت . آنگاه فرمود كه : (مى بینم شوهر تو را كه گرفت یكى از فرزندان مرا و در طعام و شراب بر او تنگ گرفته .)
پس من به او گفتم : (اى سیّد من ! تو كیستى ؟)
فرمود: (على بن ابیطالب ! بگو اگر او را رها نكرد، هر آینه خراب خواهم كرد خانه او را.)
پس این خواب منتشر شد و به سلطان رسید. پس گفت مرا علمى به این مطلب نیست و از نواب خود جستجو كرد و گفت : (كى محبوس است در نزد شما؟)
گفتند: (شیخ علوى كه امر كردى به گرفتن او.)
گفت : (او را رها كنید و اسبى به او بدهید كه بر آن سوار شود و راه را به او دلالت كنید. پس برود به خانه خود.)
سیّد اجلّ، على بن طاووس در آخر (مهج الدعوات ) فرموده : (و از این جمله است دعایى كه مرا خبر داد صدیق من و برادر و دوست من ، محمّد بن محمّد قاضى آوى ضاعف اللّه جلّ جلاله سعادته و شرف خاتمته . از براى او حدیث عجیبى و سبب غریبى نقل كرد و آن ، این بود كه :
براى او حادثه اى روى داد. پس یافت این دعا را در اوراقى كه نگذاشته بود آن دعا را در آن در میان كتب خود. پس نسخه برداشت از آن نسخه . چون آن نسخه را برداشت ، آن اصل كه در میان كتب خود یافته بود مفقود شد. آنگاه سیّد دعا را نقل كرد و پس از آن سند دیگر براى دعا ذكر نمود با اصل دعا و میان آن دو نسخه اختلاف بسیار است چنانچه میان نسخه سیّد و علاّمه نیز اختلاف بسیار است و ما تیمنا به ذكر نسخه اولى سیّد قناعت مى كنیم :
دعاى عبرات
اللّهمَّ انّى اسئلك یا راحم العبرات و یا كاشف الكربات انت الّذى تقشّع سحائب المحن وقد امست ثقالا و تجلوا ضبات الاحن وقد سحبت اذیالا و تجعل زرعها هشیما وعظامها رمیما وترد المغلوب غالبا والمطلوب طالبا والمقهور قاهرا والمقدور علیه قادرا.
الهى فكم من عبد نادیك انّى مغلوب فانتصر (نادى انا مغلوب نسخه علامه ) ففتحت له من نصرك ابواب السّماء بماءٍ منهمر وفجرت له من عونك عیونا فالتقى ماه (الما، خ ل ) فرجه على امر قد قدر و حملته من كفایتك على ذات الواح و دسر.
یا ربّ انّى مغلوب فانتصر. یا ربّ انّى مغلوب فانتصر. یا ربّ انّى مغلوب فانتصر. فصلّ على محمّد وآل محمّد وافتح لى من نصرك ابواب السماء بماء منهمر وفجر لى من عونك عیونا لیلتقى ماء فرجى على امر قد قدر و احملنى .
یا ربّ من كفایتك على ذات الواح و دسر یا من اذا ولج العبد فى لیل من حیرته یهیم فلم یجد له صریخا یصرخه من ولى و لاحمیم صلّ على محمّد وآل محمّد و جد یا ربّ من معونتك صریخا معینا و ولیا یطلبه حثیثا ینجیه من ضیق امره و حرجه و یظهر له المهم من اعلام فرجه .
اللّهم فیا من قدرته قاهرة وآیاته باهرة ونقماته قاصمة لكل جبار دامغه لكل كفور ختار. صلّ یا ربّ على محمّد وآل محمّد وانظر الىّ یا ربّ نظرة من نظراتك رحیمة تجلو بها عنّى ظلمة واقفة مقیمة من عاهة جفت منها الضروع وقلفت منها الزروع واشتمل بها على القلوب الیاءس و جرت بسببها الانفاس .
اللّهم صلّ على محمّد وآل محمّد و حفظا حفظا لغرایس غرسها بید الرحمن و شربها من ماء الحیوان ان یكون بید الشیطان تجزّ و بفاءسه تقطع و تحزّ الهى من اولى منك ان یكون عن حریمك دافعا و من اجدر منك ان یكون عن هماك حارسا ومانعا.
الهى ان الامر قد هال فهوّنه و خشن فاءلنه وان القلوب كانت فطمنها والنفوس ‍ ارتاعت فسكنها.
الهى تدارك اقداما قد زلت وافهاما فى مهامه الحیرة ضلت اجحف الضرّ بالمضرور فى داعیة الویل والثبور فهل یحسن من فضلك ان تجعله فریسة للبلاء و هو لك راجع ام هل یحمل من عدلك ان یخوض لجة الغماء و هو الیك لاج مولاى لان كنت لااشق على نفسى فى التقى ولاابلغ فى حمل اعباء الطاعة مبلغ الرضا و لا انتظم فى سلك قوم رفضوا الدّنیا فهم خمص البطون من الطوى عمش العیون من البكاء بل اتیتك یا ربّ بضعف من العمل وظهر ثقیل بالخطاء والزلل و نفس للراحة معتادة و لدواعى التسویف منقادة اما یكفیك یا ربّ وسیلة الیك وذریعة لدیك انّى لاولیائك موال وفى محبّتهم مغال اما یكفینى ان اروح فیهم مظلوما واغدو مكظوما واقضى بعد هموم هموما وبعد رجوم رجوما؟
اما عندك یا ربّ بهذه حرمة لاتضیع وذمّة بادناها یقتنع فلم لاتمنعنى یا ربّ وها انا ذا غریق وتدعنى بنار عدوّك حریق اتجعل اولیائك لاعدائك طرائد وبمكرهم مصائد وتقلدهم من خسفهم قلائد وانت مالك نفوسهم لو قبضتها جمدوا وفى قبضتك مواد انفاسهم لوقطعتها خمدوا.
و ما یمنعك یا ربّ ان تكف باءسهم وتنزع عنهم من حفظك لباسهم وتعریهم من سلامة بها فى ارضك یسرحون و فى میدان البغى على عبادك یمرحون .
اللّهم صلّ على محمّد وآل محمد وادركنى ولما یدركنى الغرق وتداركنى ولمّا غیب شمسى للشفق .
الهى كم من عبد خائف التجاء الى سلطان فابى عنه محفوفا بامن وامان افاءقصد یا ربّ اعظم من سلطانك سلطانا ام اوسع من احسانك احسانا اما اكثر من اقتدارك اقتدارا ام اكرم من انتصارك انتصارا فما عذرى یا الهى اذا حرمت فى حسن الكفایة نائلك وانت الّذى لایخیب آملك ولایرد سائلك .
اللّهم این كفایتك الّتى هى نصرة المستغیثین من الا نام و این عنایتك الّتى هى جنّة المستهدفین لجور الایّام الىّ الىّ بها یا ربّ نجّنى من القوم الظالمین انّى مسّنى الضر وانت ارحم الراحمین .
مولاى ! ترى تحیرى فى امرى وتقلبى فى ضرى وانطواى على حرقة قلبى وحرارة صدرى فصلّ یا ربّ على محمّد و آل محمّد و جدلى یا ربّ بما انت اهله فرجا ومخرجا ویسّرلى یا ربّ نحو الیسرى من هجا واجعل لى یا ربّ من نصب حبالا لیصرعنى بها صریع ما مكره و من حفرلى البئر لیوقعنى فیها واقعا فیما حفره واصرف اللّهم عنّى شرّه ومكره وفساده وضرّه ما تصرفه عمن قاد نفسه (عن القوم المتقین خ ل ) الدین الدیان ومناد ینادى للایمان .
الهى عبدك عبدك اجب دعوته وضعیفك ضعیفك فرّج غمته فقدانقطع كل حبل الاحبلك وتقلّص كلّ ظل الا ظلّك .
مولاى دعوتى هذه (العصابة خل ل ) ان رددتها این تصادف موضع الاجابة و یجعلنى ان كذبتها این تلافى موضع الاخافة فلاترد عن بابك من لایعرف غیره بابا و لایتمنع دون جنابك من لایعرف سواه جنابا.
و یسجد ویقول الهى ان وجها الیك برغبته توجه فالراغب خلیق بان تجیبه وانَّ جبینا لك بابتهاله سجد حقیق ان یبلغ ما قصد وان خدّا الیك بمسئلته تعفّر جدیر بان یفوز بمراده ویظفر، وها انا ذا یا الهى ! قد ترى تعفیر خدّى وابتهالى واجتهادى فى مسئلتك وجدّى فتلق یاربّ رغباتى براءفتك قبولا وسهّل الىّ طلباتى براءفتك وصولا وذلّل لى قطوف ثمرة اجابتك تذلیلا.
الهى لا ركن اشد منك فآوى الى ركن شدید وقد اویت الیك وعولت فى قضاء حوائجى علیك ولا قول اسدّ من دعائك فاستظهر بقول سدید وقد دعوتك كما امرت فاستجب لى بفضلك كما وعدت فهل بقى یا ربّ الا ان تجیب وترحم منّى البكاء والنحیب یا من لا اله سواه و یا من یجیب المضطرّ اذا دعاه .
ربّ انصرنى على القوم الظالمین وافتح لى وانت خیر الفاتحین والطف بى یا ربّ وبجمیع المؤ منین والمؤ منان برحمتك یا ارحم الراحمین .


طبقه بندی: در ذكر احوال كسانى كه در دوران غیبت كبرى خدمت آن جناب رسیده اند، 
برچسب ها: صاحب الامر، امام عصر(عج)،
نگارش در تاریخ دوشنبه 20 خرداد 1392 توسط پدرام پرتوفرد | نظرات ()
درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

برای جلوگیری از سوء استفاده های احتمالی هرگونه برداشت یا كپی برداری از مطالب بدون اطلاع به مدیریت یا ذكر منبع حق الناس تلقی میشود.





قالب وبلاگ
JavaScript Codes